|
.+*◘*+.نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی با من نیست .+*◘*+. |
|
گفتی که به احترام دل باران باش باران شدم و به روی گل باریدم گفتی که ببوس روی نیلوفر را از عشق تو گونه های او بوسیدم گفتی که ستاره شو دلی روشن کن من هم چو گل ستاره ها تابیدم گفتی که برای باغ دل پیچک باش بر یاسمن نگاه تو پیچیدم گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش مجنون شدم و ز دوریت نالیدم گفتی که برای لحظه ای دریا شو دریا شدم و تو را به ساحل دیدم گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز گل دادم و با ترتمت روییدم گفتی که از لهجه ی وفاییت بگذر گفتی که بیا و از وفاییت بگذر گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق را فهمیدم..
+
تاريخ شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 18:10 نويسنده ¥.. § ..¥
|
|
|