|
.+*◘*+.نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی با من نیست .+*◘*+. |
|
|
تو که بودی دلم لبريز عشق بود تو که بودی همه جا عطر و بوی مهربانی داشت تو که بودی آسمان چشمهايم پر ستاره بود تو که بودی تمام چشمهايم عاشق هم بودند تو که بودی همه چيز فرق می کرد آری...اما حالا ديگر چشمهايم هم غريبی می کنند گوشهايم تاب شنيدن صدايی جز به دنبال رد پای تو را ندارند و حالا بايد در انتظار دستهای شفا بخش تو باشم و هميشه چشم به راه آمدنت هستم. عشـــــــــــــــــــــــــــق من عاشـــــــــــــــــــــــــــــقم باش
+
تاريخ دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:52 نويسنده ¥.. § ..¥
|
|