تبليغاتX
♠ رویــــــای خیـــــــــــــــــس ♠ - ..: فراموش :..

.+*◘*+.نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی با من نیست .+*◘*+.

      سهم من از زندگی این است...

      بخواهم یا نخواهم....

      باشم...فقط باشم......

      ببینم و دم نزنم......

      بشکنم و سکوت کنم....

      اشک در چشمانم جاری باشد اما احدی آن را نبیند....

      شاید سهم من از زندگی همان تکه آجری باشد به جای قلب در سینه ام ...

      یا شاید آسمانی بی ستاره....

..................      

      دلم برای کودکی هایم ...برای شیطنت هایم...برای خنده هایم تنگ شده است...

      دیرگاهی است که تکیه بر دیوار دلتنگی هایم کرده ام....

      تک و تنها........

      دیرگاهی است که خنده با لبهایم غریبگی میکند...گویی او هم فرار میکند...

      دلم برای خویشتن خویش تنگ شده....

      دیرگاهی است که گم کردمش....

      دلم برای تو...برای خودم.....برای لبخندت....تنگ شده است....

      دلم میخواهد فراموش کنم همه انچه را که برایم به یادگار گذاشته ای را.....

      همه آنچه را که آشنا و غریبه به یاد دارم....

      دلم میخواد فراموش کنم....همانگونه که فراموش شدم...

      به همین راحتی ....به راحتی فراموش شدن....

      دیرگاهیست که فریادهایم به گوش هیچ کس نمیرسد....

      دیرگاهسیت که دستان سردم را کسی در دست نگرفته است....

      دیرگاهی است که مرحمی برای قلب مجروحم نمی یابم....

      شانه هایی برای ضبحه هایم.........

      آری فراموش شده ام...................

      درمیان پیچ و خمهای این کوره راه تنهایی فراموش شده ام......

 

+ تاريخ شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 2:47 نويسنده ¥.. § ..¥ |