تبليغاتX
♠ رویــــــای خیـــــــــــــــــس ♠

.+*◘*+.نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی با من نیست .+*◘*+.


 

پريشان حالم اما چه كنم؟

گويا من و پريشاني با هم معنا ميشويم

مي دانم درك نمي شوم

اما چه كنم؟

بار ديگر پريشاني و تنهايي مرا احاطه كردند

اما نمي دانم از من چه ميخواهند؟

من در اين آشفته بازار به كجا كشيده مي شوم؟

از هر جايي دورم حتي همين جا...

گويا نقشي را بازي مي كنم كه نمي دانم سرانجام آن چه مي شود

بار ديگر چشمهايم را ميبندم و تمسك مي جويم

آري ديگر بايد گفت كه تنهايم.

از هر كسي و از هر چيزي به تنهايي رسيدم

تنهايي را درك مي كنم و او نيز مرا درك مي كند

گفته بودم اما تنهايي را دوست دارم

چون سكوتش مانند سكوت شبهاي بي قراري من تلخ است.

افسوس و باز هم افسوس

انتظار.......انتظار

پ.ن: دیگه هیچی مهم نسیت واسم!! هیچی..............!!

دیگه از همه بریدم...!!

از همه چی خسته شدم..!!دیگه شکایت نمیکنم..!! اخه از گلایه کردنم خسته شدم..!!

هیچ کی انگار صدامو نمیشنوه حتی تو!!

صدای خندهامو میشنوی فکر میکنی خوشبخترین موجود دنیام..!!

همین کافی برام..!!

فقط میخوام بگم دیگه هیچی نمیگم.....

برای همیشه خدانگهدارت...

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 16:43 نويسنده ¥.. § ..¥ |